پگاه حوزه - دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم - الصفحة ٢ - جام جهاني گلادياتورها - فیاض ابراهیم
جام جهاني گلادياتورها
فیاض ابراهیم
در تاريخ تمدن غرب «گلادياتورها» از جايگاه ويژهاي برخوردارند. چرا كه در يونان قديم يك طرف اشراف بودند. طرف ديگر بربرها كه اين تقسيمبندي دوگانه در روم باعث تبديل جامعه به بزرگان و گلادياتورها شد. همانطور كه در يونان قديم بربرها بطور ذاتي براي خدمتگذاري به اشراف خلق شده بودند. گلادياتورها هم بهطور جسماني و روحاني براي خوشگذراني جامعه بزرگان امپراطور روم خلق و زاده شده بودند.
گلادياتورها سخت مورد علاقهي اشراف و بزرگان بودند و در محافل خصوصي و عمومي آنها حضور پيدا ميكردند. با آن كه در آخر امر بايد يا ميكشتند و يا كشته ميشدند، ولي اين مسأله مانع از آن نميشد كه محبوب شخصيتهاي بزرگ سياسي و اجتماعي نبوده و حتي زندگي مرفّهي نداشته باشند.
ولي در امپراطوري غرب امروز يا روم جديد، ديگر خشونتهاي مربوط به گلادياتورها وجود ندارد، بلكه نوع گلادياتوري خاص تمدن خود را دارد؛ يعني كساني كه به يك مبارزهي شديد در استاديومهايي مثل استاديومهاي روم قديم ميپردازند و سبب سرگرمي بزرگان سياست، اقتصاد و... ميشوند تا مردم عادي را گردهم آورند. در تمدن روم قديم، اگر گلادياتورها پيروزيهاي مكرر به دست ميآوردند آنها سخت مقرب و قهرمان محبوب دلها ميگشتند، مثل فوتباليستهاي امروز، ولي هر چه قدر قرب و منزلت پيدا ميكردند باز هم همان گلادياتور بودند. مثل فوتباليستهاي امروز كه هر چه قهرمان شوند و مقرب نزد مردم و مسئولين، در نهايت اين وضعيت تا روزي ادامه دارد كه آنها در ميدان باشند، ولي در عين حال فقط يك فوتباليست ميباشند، نه بيشتر و روزي كه از ادامهي مسابقه بخاطر سن بالا و يا عدم قدرت بازي مورد پسند بزرگان فوتبال و يا مردمان هياهو، دوري كنند، آنها در يك حالت مرگ و بينامي مثل گلادياتورها فرو ميروند. مگر اين كه راه گلادياتوري جديد را بعهده بگيرند؛ يعني مربي گلادياتورهاي جديد و جوان شوند تا قانون گلادياتورها و فرهنگ آن روز بروز غنيتر و فعالتر و با نوآوري بيشتر همراه شود. با فرهنگ آن روز بروز براي هياهو كنندگان تماشاگر، جالبتر و براي بزرگان سبب اعتبار بيشتر شود. و جالب آن است كه اين حالت گلادياتوري، اول در مركز شهرهاي بزرگ امپراطوري روم، به طور عظيم و محكم برقرار ميشد، چرا كه گلادياتورها از چهار سوي دنيا و حاشيههاي امپراطوري به سوي مراكز امپراطوري روانهاند و كارشان سرگرم كردنِ مردم آن ديار است كه در مقابل، راحتي و رفاه دريافت ميكنند و هر چه سرگرمي بيشتري خلق كنند از اين امكانات بيشتر بهره ميگيرند و ارزش آنها به ميزان ايجاد سرگرميهاست. فوتباليستهاي امروز، از كل جهان اطراف و حاشيه به سوي مركز امپراطوري غرب در حركت هستند تا بلكه از راه سرگرم كردن مردم آن ديار شهرتي به دست آورند و سپس از طريق همان شهرت پولي اخذ كنند. آنها خريد و فروش ميشوند و بر روي آنها قيمت گذاشته ميشود، باشگاههاي گلادياتوري فوتبال با پول زيادتر اين گلادياتورهاي فوتباليست را از جنگ ديگران بيرون ميكشند و اين خريد و فروش و قيمت پرداختي سبب افتخار آنها شده و سبب حسرت ديگران كه ناظر اين خريد و فروش منعكس در رسانههاي جمعي فعلي هستند و جالب آن است كه بدانيم هر چه به انتهاي امپراطوري روم غيرمسيحي نزديكتر ميشويم، ميبينيم كه گلادياتورها اقتدار و سرگرم كنندهتر ميشوند و تمدن غرب نيز هم چه به سوي آيندهي خود ميرود، فوتبال روزبروز گرمتر و سرگرمتر ميشود، بطوري كه اتحاديهي اروپا طوري جلسات خود را تشكيل ميدهد كه منافات با زمانپخش فوتبال نداشته باشد، تا بتوانند خود به طور مستقيم ناظر اين بازيها باشند.
ميتوان گفت: امپراطوري روم در نهايت هويت خودش را در اين گلادياتورها ميداند، بطوري كه اگر گلادياتورها را از صحنه خارج كنيم هويتي براي خودش نميبيند. در فيلم گلادياتور (برندهي جايزهي اسكار) به خوبي پيدا ميباشد و غرب امروز آن را به عنوان عبرت مينگرد. امروزه در تمدن غرب نيز فوتبال همين حالت هويت بخشي به تمدن غرب را پيدا كرده است، به طوري كه الان نميتوانند از فوتبال به عنوان يك هويت اجتماعي و فرهنگي چشمپوشي كنند. چرا كه فوتبال و گلادياتورهاي آن سبب همبستگي اجتماعي در سطح شهر ما، مناطق و كشوري و ملي ميشود. به طوري كه از نظر امپراطوري غرب ميتوان جهان را بر اساس فوتبال تقسيمبندي كرد: قسمتهاي عقب مانده و قسمتهاي ميانه و قسمتهاي پيشرفته كه تمركز و مركز ثقل فوتبال و فرهنگ آن در خود غرب است و بقيه به طور اقماري به دور آن مركزيت ميگردند. ستارههاي بزرگ كشورهاي لاتين بعنوان حاشيهي غرب به سوي ثقل خود؛ يعني اروپا ميروند و در آنجا به گلادياتوري ميپردازند تا گلادياتورهاي مشتي افريقايي كه امروزه وارد اين استاديومهاي ميشوند تا تماشاگران غربي را به سراسر نشاط تبديل كنند و بر اساس اين نشاط، تمدن خودشان را برپا نگه دارند. و از مركزيت گلادياتوري خود سخت محافظت ميكنند، چون اگر اين مركزيت را از دست دهند، در درون خود دچار مشكل ميشوند؛ مثل جام جهاني امسال.